قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1756
تاريخ الفي ( فارسى )
اين قصّه را شنيد از وزير بسيار راضى شد و او را ملقب به « عميد الدّوله » گردانيده و اسم او را فرمود تا بر دنانير سكّه كردند . القصّه ، حسين بن قاسم در منصب وزارت استقلال پيدا كرد و عزل و نصب به اختيار خود مىنمود و به طلب هارون بن غريب و محمّد بن ياقوت كه در ولايت جبال مىبودند ، « 1 » كس فرستاد كه ايشان را قائم مقام مونس مظفّر در دار الخلافه نصب نمايد . چون اين خبر به مونس رسيد عزيمت موصل مصمّم گردانيده متوجّه آن ديار شد و در راه امراى اعراب را طلب داشته گفت : خليفه ولايت موصل و ديار ربيعه را به من ارزانى داشته . از اين جهت خلقى بسيار بر مونس جمع شدند . و چون مونس قبل از اين با سپاه سلوك خوب مىكرد و رعايت بسيار مىنمود مردم به متابعت او بسيار مايل بودند ، خصوصا در اين وقت كه مونس زر بسيار به سپاه مىداد . امّا وزير حسين بن قاسم پيش از آنكه مونس به موصل رسد مكتوبى به آل حمدان كه واليان موصل بودند نوشت كه : « بايد مونس را در موصل نگذارند و با او جنگ كنند تا دستگير يا كشته شود . » چون اين مكتوب به مهر خليفه به آل حمدان كه نصر بن حمدان و سعيد بن حمدان بود ، رسيد ايشان با سى هزار كس متوجّه جنگ مونس شدند و مونس با هشت هزار كس از [ 211 ب ] غلامان و خدم خود با ايشان محاربه نموده هزيمت داد ، چنانچه از مردم مونس غير از يك كس كه او را « داود » گفتندى و در صغر سن در تربيت مونس نشو و نما يافته بود ، كشته نشد . القصّه ، مونس به موصل درآمد و از اطراف و جوانب لشكر بر وى جمع شد ؛ چرا كه ، او دائما با سپاهى در مقام بذل و احسان بود بعد از آنكه نه ماه در موصل استعداد مىنمود و آنجا را سنگر خود كرده بود در ماه شوّال متوجّه بغداد شد . غرض آن بود كه از خليفه ارزاق لشكر جمع نمايد . اتّفاقا ، قبل از آنكه مونس متوجّه بغداد شود خليفه ، المقتدر باللّه ، به واسطهء خيانتى چند كه از وزير حسين بن قاسم ظاهر شده بود او را عزل كرده فضل بن جعفر بن محمّد بن فرات « 2 » را به منصب وزارت تعيين نموده بود . چون مؤنس به بغداد درآمد در موضعى كه مشهور به « باب الشماسه » بود ، فرود آمد . از امرايى كه با خليفه بودند ابن ياقوت و هارون بن غريب بود . چون خليفه را در خزانه چيزى نمانده بود از مادر خود به طريق قرض زر طلب نمود كه به سپاه دهد . مادرش سوگند خورد كه : پيش من چيزى نيست . بنابراين ، خليفه مىخواست كه بغداد را گذاشته به واسط رود . امّا
--> ( 1 ) . بنا به تصريح ابن أثير در اين زمان هارون بن غريب الخال در دير عاقول اقامت داشت و محمّد بن ياقوت در اهواز ؛ - الكامل ، ج 13 ، ص 261 . ( 2 ) . هندوشاه نخجوانى در حقّ وى مىنويسد كه : « روزگار او برنداشت و او را سيرتى نبود كه از آن بازگويند . » ؛ - هندوشاه ، تجارب السّلف ، ص 213 .